الملا فتح الله الكاشاني

333

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اكابر است كه التافل من خلق الكرام * ( فَلَمَّا نَبَّأَها ) * پس آن هنگام كه خبر داد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم حفصه را * ( بِه ) * به آنچه خداى او را بر آن اطلاع ساخته بود * ( قالَتْ ) * گفت حفصه با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم * ( مَنْ أَنْبَأَكَ هذا ) * كه خبر داد ترا به اينكه من راز آشكار كردم * ( قالَ ) * گفت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم * ( نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ ) * خبر داد مرا خدايى كه داناست بخفيات ضماير * ( الْخَبِيرُ ) * خبر داد از مكنونات سراير مرويست كه چون افشاى سر مذكور بر آن حضرت ظاهر شد حفصه را طلاق داد و بخانهء پدرش فرستاد پدر بر وى خشم گرفت و گفت اگر در افشاى آن خبر خيرى بودى پيغمبر ترا طلاق ندادى پس آن حضرت يك ماه از زنان اعتزال نمود و در غرفهء ماريه منزوى شد و حق سبحانه بجهة مبالغه در معاتبه حفصه و عايشه از غيبت بخطاب التفات نموده فرمود كه * ( إِنْ تَتُوبا ) * اگر توبه كنيد اى حفصه و عايشه و باز گرديد * ( إِلَى اللَّه ) * به خدا و در آزار دل مبارك پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم همراز نشويد پس آن بجاى خود خواهد بود و شما را بهتر چه بر شما توبه واجبست و ندامت بر افشاى سر او متحتم * ( فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما ) * پس بدرستى كه بگشته است دلهاى شما از امر واجب كه آن محافظت سر پيغمبر است و عدول نموده از استقامت و صواب به آنچه موجب اثم است و عذاب و گويند تقدير آيه آنست كه ان تتوبا الى اللَّه قبلت توبتكما و نزد بعضى ديگر در معنى امر است و تقدير اينكه توبا الى اللَّه فقد صغت قلوبكما و صاحب كشاف آورده كه * ( فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما ) * جزاى شرط است و حقيقت معنى اينست كه ان تتوبا الى اللَّه فقد وجد منكما ما يوجب التوبة و هو ميل قلوبكما عن الواجب فى مخالصته رسول اللَّه من حب ما يحبه و كراهته ما يكرهه اگر توبه كنيد پس بتحقيق كه يافت شده است از شما آنچه موجب توبه است و آن ميل كردن و بگشن دلهاى شما است و از امر واجب در مخالصت و مصادقت با رسول خداى آن دوست داشتن آن چيزست كه وى دوست دارد و كاره بودن آن چيزى كه از آن كراهت دارد و ذكر قلب به صورت جمع يا آنكه مقام مقتضى تثنيه است به جهت جزم عقل است يا آنكه مراد تثنيه است و داب عربست كه جمع را در مقام تثنيه آرند كما قال الشاعر يا صاحبى فدت نفسى نفوسكما و حيثما كنتما لا فيما رشدا و مثل اينست قوله تعالى هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا از عبد اللَّه روايت است كه فرمود كه من بسيار حريص بودم كه بدانم اين كدام دو زن بودند كه افشاى سر رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كردند و دل ايشان ميل نمود بآشكارا كردن آن اتفاقا سالى با عمر خطاب به حج رفته بودم و در بعضى منازل آب بر دست وى ميكردم و او دست ميشست وى را پرسيدم كه آن دو زن كه خدا ايشان را بخطاب ان تتوبا عتاب فرمود كدام بودند عمر گفت وا عجبا يا بن عباس و